صفحه اصلي  | گالري تصاوير  |  سایر سایت ها  |  مشاوره (جدید)
 | eng  | العربيه  | Deutsch    
 
  زندگينامه  آثار و تاليفات  دروس  در حدیث دیگران  مقالات  پرسش و پاسخ  سخنرانی ها و مصاحبه ها  اخبار  قرآن پژوهي  تماس با ما
 
درسگفتارهای ماه مبارک رمضان و برنامه شبهای قدر
درسگفتارهای محرم : هویت و ماهیت تشیع
گزارش سخنرانی در نشست امام خمینی و چالش عرفان وسیا
سخنرانی امام خمینی و چالش عرفان و سیاست
درسگفتارهای ماه مبارک رمضان
اگر معیارهای دینداری فقط "نشانه های ظاهری" باشد، چ
جمود سلفی گری و نفی روشنفکران ؛ دو مانع فهم روشن ق
درسگفتارهای توحید و اخلاق
در گفتگوی با ایکنا مطرح شد: تفکیک شخصیت فردی و اجت
مرکز اسلامی هامبورگ، مرکزی برای تفاهم
در گفتگوی با ایکنا مطرح شد: ضرورت و چرایی تأسیس ات
هدف آل سعود تشدید اختلاف میان شیعه و سنی است
ضرورت تبدیل پیامهای تخصصی دین به پیامهای عمومی
توجه به زبان درونی مخاطب در تبلیغ
مثلث زبان قرآن : مخاطب ، موقعیت و مضمون
مراسم سوگواری شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها با س
خبرگان ؛ کارکردها و انتظارات
از تمام ظرفیت ها برای محکوم کردن فاجعه بزرگ شهادت
جشن میلاد پیامبر اکرم و امام صادق ع با سخنرانی آیة
آیة ا... قائم مقامی پس از ثبت نام در خبرگان : خبرگ
تصمیم آیة ا... حسینی قائم مقامی برای ثبت نام در ان
درسگفتارهای عاشورا ( دهه نخست محرم 1394)
عرفه و عروج عارفانه
مراسم شبهای احیا +خلاصه مطالب شبهای قدر
خلاصه درسگفتارهای ماه رمضان (ارتباط قرآن و سنت){ ا
درسگفتارهای ماه مبارک رمضان
آغاز درسگفتارهای " تدبر در معارف قرآنی "
آیت الله قائم مقامی: دین داری بدون عقلانیت مطلوب ن
مرزها و معیارهای دینداری و بی دینی ـ جلسات چهارم ت
سخنرانی با موضوع : پیامبر (ص) و ارتقاءدینی
مرزها و معیارهای دینداری و بی دینی ـ جلسه سوم (فای
مرزها و معیارهای دینداری و بی دینی ـ جلسه دوم (فای
مرزها و معیارهای دینداری و بی دینی ـ جلسه اول (فای
درس ـ گفتارهای آیة الله حسینی قائم مقامی در دهه نخ
اعلام مراسم مرحوم خواهر همسر آیة الله قائم مقامی
ماه رمضان و تمرین محبت ورزی بی قید و شرط انسان
مهدی(عج)؛ و حقیقت گمشدۀ دین ( آیا احادیث نشانه های
سخنرانی آیة الله قائم مقامی در جشن نیمه شعبان
متن کامل سخنرانی افتتاحیه آیة الله سید عباس حسینی
برگزاری سومین اجلاس سراسری اتحادیه علمای شیعه در ا
آغاز به کار اجلاس عمومی اتحادیه اروپایی اسلامی علم
عالمان ومتولیان دین پیش از ارائۀ آگاهی های دینی با
برگزاری جلسه هیئت رییسه اتحادیه
سروده ای از گوته در ستایش از زنان برگزیده(ترجمه از
در سوگ دخت گرامی پیامبر (ص) با سخنرانی آیت اله حسی
امام خمینی ؛ کاریزما شکنی و ترویج عقلانیت
رسالت اصلی پیامبر و مفهوم مکارم اخلاقی از نگاه سید
مراسم پایان ماه صفر با سخنرانی آیة اله حسینی قائم
مراسم اربعین حسینی با سخنرانی آیة الله قائم مقامی
اختیارات ولی فقیه در چارچوب قانون اساسی است
اسلام قدرت مدار ، اسلام اموی است
سعی جدی انسان را به فضل الهی رهنمون می کند
پخش زنده درسگفتارهای محرم
درسگفتارهای پیرامون عاشورا
پرواز ! پر...واز
دعای پرفیض عرفه با سخنان آیة الله قائم مقامی
انکارهولوکاست بزرگترین خیانت به منافع ملی
چرا نمی توانم هولوکاست را انکار کنم؟؟
در سوگ صادق آل محمد (ص) با سخنرانی آیة الله قائم م
تدبیر و حضور؛ فرصتی برای جبران
و بسیجی ماند...
یک خلط تاریخی ! عمد یا خطا ؟!
معیارهای دینداری
فرقه گرایی بزرگترین تهدید برای اسلام و تشیع است
انگیزه قیام امام حسین(ع) اصلاح جامعه دینی بود و نه
ایران باستان نه مقدس است، نه باطل و نشانه جاهلیت
اسلام ایران را فتح نکرد، بلکه برخی اعراب مسلمان ای
درسگفتارهای شبهای محرم
یک نامه اخلاقی
حضرت رضا (ع) و ترسیم « عقلانیت و اعتدال اسلامی» در
به نام آزادی بیان ، در برابر کرامت انسان
پیام تسلیت رحلت حجةالإسلام شیخ خالد رکابی
مسلمانان در میانۀ سنت و مدرنیسم در سمینار مرکز گفت
رحلت یکی از روحانیون مقیم آلمان / تسلیت
تاسیس انستیتو تحقیقات اجتهادی در آلمان
در رثای حامل فضائل و معارفی که روز به روز به افول
برگزاری مراسم بزرگداشت مرحوم حاج سید مهدی قائم مقا
درگذشت پدر آیت الله قائم مقامی
حدیث هفدهم : چه کسانی از ولایت خدا اخراج شده اند
قسمت هفتم خلوت نشین قدس: پویایی و شجاعت علمی ؛ نقش
حدیث شانزدهم: خلط میان حوزه فردی و حوزۀ اجتماعی دی
قسمت ششم خلوت نشین قدس: روش فقهی آیة الله حقّ شناس
حدیث پانزدهم: راه جلب رحمت الهی این نیست!
قسمت پنجم خلوت نشین قدس: آیة الله حق شناس در سلسله
برنامۀ آشنایی با اسلام در یک کلیسای قدیمی
روایات مربوط به سید حسنی و سید خراسانی صحیح است یا
حدیث چهاردهم: مهدویت و ارادۀ انسانها
حدیث دوازدهم: ستمگری و قدرت طلبی به نام دین!
حدیث یازدهم: وجوب نقد قدرت
قسمت چهارم خلوت نشین قدس: شیوه تربیتی / برداشتی از
خلوت نشین قدس ـ برداشتی از سیره علمی و معنوی استاد
حدیث دهم: عدالت با دشمنان
دعوت به فهم درست اسلام ـ گزارش روزنامه آلمانی "نوی
خلوت نشین قدس ـ برداشتی از سیره علمی و معنوی استاد
خلوت نشین قدس ـ برداشتی از سیره علمی و معنوی استاد
درباره اكراه و اجبار در دین
آیا امام حسین نمی توانست با جنگ با حرّ به حكومت بر
نشانه دین، عادت به نماز است یاصداقت؟
حوزه های الگو پذیری از معصوم
انتشار مقاله ای جدید از آیة الله قائم مقامی در روز
نوع برخورد امام با ...
دروغ بزرگ «شیعه » بودن ما !
سخنرانی در سمپوزیوم دانشگاه پادربورن آلمان
انتشار کتاب اسلام و اروپا
شیعیان اروپا در مسیر اتحاد
زندگینامه از دانشنامه ویکی پدیا
زندگینامه از دانشنامه علماي ايران
حدیث سیزدهم : آیا احادیث علائم ظهور اعتبار دارد؟
 
عرفه و عروج عارفانه

 

متن سخنرانی آیة الله سید عباس حسینی قائم مقامی که در روز عرفه ایراد شده است : 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً (سوره اعراف آیه 142)

 

این آیات همه سخن گفتن خدا با انسان است. برای اینکه خدا با انسان صحبت کند، منتظر چه چیزی هستیم؟ آیا منتظریم که حتماً کوه طور، غار حرا یا مسجدالحرامی باشد؟ اینطور نیست. در هر لحظه اگر سمع وجود داشته باشد، خدا در حال سخن گفتن است. "ان فی ذلک لآیات لقومٍ یسمعون" (سوره روم آیه 23) برای کسانی که بشوند و اهل شنیدن باشند.

 

امروز هم به طور خاص دور هم بودن و دعای گروهی موضوعیت دارد. بارها گفته ام با هم یا الله گفتن موضوعیت دارد. اصل دعا چیست؟ در دعای ابوحمزه ثمالی می آید: «وَ قَدْ قَصَدْتُ إِلَیْکَ بِطَلِبَتِی وَ تَوَجَّهْتُ إِلَیْکَ بِحَاجَتِی وَ جَعَلتُ بِکَ استِغاثَتی بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی» تمام این دعاها بهانه است، توجه به تو مهم است. ما معمولاً دعا را به اظهار نیاز تعریف می کنیم. خداوند که به اظهار نیاز احتیاجی ندارد. مگر نیاز من را نمی داند که باید آن را به زبان بیاورم؟ «حسبی حسبی علمه بحالی عن دعائی ان سؤالی» همین که او می داند از سؤال و دعای من به آن مفهوم کفایت می کند؛ پس دعا به معنای بیان حاجت نیست. حالا در فرصتی دیگر راجع به فلسفه دعا صحبت می کنیم. اما همین اظهار نیاز به درگاه خدا نیز بهانه ای برای آن توجه است. من و امثال من چون کلاس عبودیتمان بسیار پایین است، تا دردمان نیاید توجه پیدا نمی کنیم. حالا درد هر کسی به اندازه ظرفیت وجودی اوست. یکی با نداشتن یک ماشین دردش می آید، این بهانه ای می شود تا توجه پیدا کند. یکی با چند اسکناس دردش برطرف می شود، این بهانه ای برای توجهش می شود. یکی می گوید من فقط توجه را می خواهم و اصلاً دعایش خالی از نیاز می شود.

 

«قوم دیگر می‌شناسم ز اولیا/ که دهانشان بسته باشد از دعا»

 

منظورشان چنین دعایی است. « قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزَامًا» (سوره فرقان آیه 77)ـ اگر دعای شما نبود خدا اصلاً به شما توجه نمی کرد؛ زیرا خداوند خودش را تحمیل نمی کند. بارها گفته ام در جهان آفرینش تحمیل وجود ندارد. اجبار نیست. بلکه خدا منت کشی هم می کند؛ اما تحمیل نمی کند. جباریت، تحمیل، آمریت و اتوریته به این مفهومی که وجود دارد در هیچ ذره ای از جهان هستی و دستگاه ربوبی و الهی، نه در تشریع و نه در تکوین، وجود ندارد. این ها قواعد و معیارهای دین شناسی است. حتی عبادت هم تعبد به مفهوم متعارفش نیست؛ بنابراین هیچ جبری وجود ندارد. خدا تحمیل نمی کند. اما اگر توجه کنید، خداوند نه اینکه به تو توجه کند، بلکه خودش را برایت می باراند.

 

آیه مواعده چقدر زیباست. اهل معرفت این ایام را ایام مواعده کلیمی می گویند. مواعده به معنای قرار ملاقات عاشقانه و وقت عشقبازی با خداوند است. در این آیه «و واعدنا موسی ...» چقدر انسان رشک می برد. می فرماید ما از موسی وقت خواستیم. موسی هم با اینکه از پیامبران اولوالعزم بود، اما از بندگان درجه یک خداوند نبود. درجه یک بندگان، وجود مقدس پیامبر حبیب الله (صلوات الله علیه) است؛ لذا در ماجرای خضر هم به او نشان می دهد که از تو جلوتر هم هستند. اما خدا با همین موسی مواعده می گذارد. از او وقت می گیرد. خدا وقت ملاقات می گیرد، نه اینکه موسی طلب کند. موسی طلب داشته، اما درخواست از طرف موسی نبوده است.

 

می گویند در روز عرفه مستحب است نمازت را زیر آسمان بخوانی. این ها همه نمادین است. یعنی آسمان باز است. «ففتحنا ابواب السماء» در آسمان باز است و ابزار عروج هم در اختیار توست. قدر این نماز را بدانید، بسیار ارزشمند است.

 

«ما از موسی طلب کردیم، اما برای سی شب وعده گرفتیم و سپس ده روز دیگر اضافه کردیم تا کامل شود.» چرا خداوند از اول چهل روز وعده نگذاشت؟ مگر نمی دانست؟ می خواست ناز کند؟ اگر می خواست ناز کند که همان اول خودش قرار نمی گذاشت. منتظر می ماند تا اول خود موسی درخواست کند. این مطلب به همان مسئله برمی گردد که بارها گفته ایم: ارتباط انسان با خداوند هیچ گاه ارتباط یک سویه و خاموش نیست. سی شب با موسی قرار گذاشت. موسی در این سی شب خدا را سر ذوق آورد. از خودش ظرفیت نشان داد. با خدا خوش زبانی کرد. جواب خدا را خوب پس داد. دیالوگ و گفت و گو درگرفت. سی روز بود، خدا آن را به چهل روز افزایش داد. باز هم خدا می خواست موسی نگفت ده روز اضافه کن. خدا خواست؛ زیرا دید موسی از خودش ظرفیت نشان داده است. به عبارت صریح تر، موسای سی روز قبل در آغاز مواعده، آمادگی، ظرفیت، استعداد و قابلیت چهل روز را نداشت. اگر قابلیت چهل روز را داشت ظلم بود که خداوند سی روز با او قرار می گذاشت. اما موسی در این گفت و شنود، رازگویی با خداوند و معاشقه و عشقبازی با حضرت حق از خود ظرفیت نشان داد.

 

موسی ویژگی های بسیار عجیبی دارد. می دانید که بنای خداوند در قرآن این نیست که ریزه کاری های داستان ها را بیان کند؛ لذا می بینید داستان های قرآن پراکنده است. مثلاً از اول تا آخر داستان موسی را بیان نکرده است. بخش هایی را اینجا و آنجا به تناسب نیاز هدایتی و آگاهی بخشی برای مخاطب آورده است. لذا در ماجرای اصحاب کهف می گوید بر سر تعداد آن ها مناقشه نکنید. اهمیتی ندارد که آن ها چند نفر بودند. اصلاً از این سؤال نکنید؛ زیرا اهمیتی ندارد. مطلب را درک کنید. حتی می گوید در مورد تعداد آن ها تردید وجود دارد و این مسئله مورد سؤال است؛ اما مشکلی را حل نمی کند. بسیاری اوقات انسان با فردی صحبت مهمی را مطرح می کند؛ اما ناگهان آن فرد به یک نکته حاشیه ای توجه می کند و اصل مطلب را رها می کند. فرع و اصل را خلط کرده است. حال خدایی که در داستان های قرآن آنقدر دقت دارد که به حاشیه نرود، چطور یک باره در برخی موارد تا این اندازه حاشیه ها را بیان کرده است؟ مثلاً داستان حضرت موسی از مواردی است که خداوند حواشی را بسیار بیان کرده است. به عنوان نمونه، خداوند در همان گفت و گوهای اولیه با موسی می فرماید: «مَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَى» (سوره طه آیه 17)  ـ ای موسی این چیست که در دست توست؟» موسی باید چه جوابی بدهد؟ «هی عصای ـ عصای من است.» خدا هم باید همین مقدار را برای ما بیان می کرد. «هِی عَصَای أَتَوَکَّؤُا عَلَیْهَا وَ أَهُشُّ بِهَا عَلَی غَنَمِی وَلِی فِیهَا مَـَارِبُ أُخْرَی» (سوره طه آیه 18) به قول اهل معرفت، مآرب اخری را هم گذاشت شاید به این امید که خدا باز بگوید دیگر چه؟ دیگر چه کاری با آن می کنی؟ که سر صحبت باز شود. «این عصای من است. به آن تکیه می دهم. با آن گوسفندانم را می رمانم و حرکت می دهم. کارهای بسیار دیگر هم با آن می کنم. می خواهی برات بگویم؟» این شوق و حب است. دوست دارد صحبت کند. خدا هم این را آورده تا مقام موسی را نشان دهد. گاهی خداوند مثلاً در ماجرای شبان، موسی را توبیخ می کند. موسی تو که خودت اهل حب و محبتی، چرا زبان محبت او را متوجه نشدی؟ او با گفتن آن حرف ها (تو کجایی تا شوم من چاکرت/ چارقت دوزم کنم شانه سرت) با من عشقبازی می کند. چطور تو حق داری با من عشقبازی کنی و در مورد عصایت با من صحبت کنی؛ اما او حق ندارد؟ برو موسی که اگر آن دلی که رماندی به دست نیاوری، از پیش من رمانده شده ای. محبتم را از تو قطع می کنم. خدا از نقطه ای شروع کرد که موسی با آن هم ادراکی داشت و آن را می فهمید. منظورم این است که خداوند به برخی حواشی می پردازد. مثلاً در همین خشونتی که جناب موسی با برادرش هارون می کند، هزاران نکته وجود دارد. هزاران شاید مبالغه باشد؛ اما از نظر فهم قاصر بشری، ده ها نکته در آن وجود دارد. اینکه چرا ریشش را گرفت و با او با عصبانیت برخورد کرد و شماتتش کرد؟ پیغمبر خدا چرا باید اینطور برخورد کند؟ خدا این را می آورد بدون اینکه نقد منفی و مثبت نسبت به آن کند، فقط گزارش می دهد. اما در همین گزارش حرف های بسیاری وجود دارد.

 

 با تمام این فراز و نشیب ها خدا با موسی وقت ملاقات می گذارد. موسی آنچنان خداوند را سر ذوق و شوق می آورد که خداوند می گوید ده روز دیگر هم اضافه کنید تا کامل شود. ما می خواستیم معاشقه نیم بندی با تو داشته باشیم؛ چون وعده با تو را در همان حد قرار داده بودیم اما تو استعداد بیشتری از خود نشان دادی. در اثر هم سخنی با من این استعداد را پیدا کردی.

 

بارها عرض کرده ام که این فرصت در تمام لحظه ها وجود دارد. دائماً در عبادت ها و نمازهایمان می توانیم با خداوند سخن بگوییم. برادران و خواهران عزیزم، ما معمولاً دنبال چیزهای دست نایافتنی می رویم. منتظر کوه طور و غار حرایی هستیم تا اتفاقی برایمان بیفتد. اینطور نیست. تمام لحظات زندگی ما پر از این لحظه هاست. بسیار ساده است. وقتی با پدیده ای شگرف مواجه می شوید، شگفتی ای در طبیعت می بینید، گل زیبایی را می بینید و یک الحمدلله از سر معرفت می گویید، با خدا صحبت کرده اید. بعد ببین خدا چطور جوابت را می دهد. اصلاً هیچ گفت و شنود یک طرفه ای در عالم وجود ندارد. اینطور نیست که یکی بگوید و دیگری بشنود. این را مطمئن باشید. طبیعت هستی اینگونه نیست؛ مگر اینکه اهل غفلت خودشان را از این گفت و گو خارج کنند. وگرنه دائماً گفت و گو وجود دارد.

 

دعای عرفه را ببینید. اولش از زمین شروع می شود. مانند هواپیمایی که برای پرواز مقداری روی زمین راه می رود، اما وقتی راه می رود باز ساکن نیست. این هم ارزش دارد. روی زمین و درگیر ماده اما در حال حرکت است. برای اوج گرفتن آماده می شود و کم کم اوج می گیرد.

 

در نماز در رکوع می گوییم: «سبحان ربی العظیم و بحمده.» بعد بلند می شویم و می گوییم: «سمع الله لمن حمده.» این سمع سماع نیست. یعنی خدا پذیرفت، جوابم را داد و اجابت کرد. یعنی خداوند حمدی را که در رکوع گفتم شنید و جواب داد. برای همین است که شما می توانید از اول نماز تا آخر نماز معراج کنید. البته دو نوع نماز وجود دارد: یک نماز مثل نماز بنده نماز صامت، ساکت و گنگ است، هیچ گفت و گویی در نمی گیرد، هیچ ارتباطی صورت نمی گیرد، هیچ گفت و شنودی نیست، یک چیز معمولی و کلیشه است، می خوانم و تمام می شود. عیبی ندارد، وظیفه شرعی ام نیز ساقط شده است؛ اما نباید انتظار عروج داشته باشم. در روایات آمده که چنین نمازی از سقف بالاتر نمی رود. عیبی ندارد، به همین هم ادامه بدهید. شاید از همین نماز هم روزنه ای باز شود؛ اما فعلاً هیچ روزنه ای ندارد. این نماز نمازی است که در «مُنِعَتُ السماء» در زیر آسمان بسته رخ داده است.

 

می گویند در روز عرفه مستحب است نمازت را زیر آسمان بخوانی. این ها همه نمادین است. یعنی آسمان باز است. «ففتحنا ابواب السماء» در آسمان باز است و ابزار عروج هم در اختیار توست. قدر این نماز را بدانید، بسیار ارزشمند است. امروز یکی از تعهداتمان با خدایمان این باشد که به نماز توجه بیشتری کنیم. فقط یک روزنه است؛ به خود خدا قسم، این روزنه برایتان باز می شود، تحول را می بینید، سخن خدا را می شنوید، طعم صحبت خدا را می چشید، خدا دیگر با چه زبانی بگوید؟

 

«المصلی یناجی ربه» نمازگزار با پروردگارش راز می گوید. اما کدام نماز؟ نمازی که صامت نباشد. اهل معرفت کل جهان هستی را یک دایره ترسیم می کنند. قوس نزول و قوس صعود که از تعبیری قرآنی گرفته شده است: «قاب قوسین او ادنی». مهم این است که جهان را یک اتوبان یک طرفه و یک بانده نمی دانند، دوطرفه است. یک طرفش انسان است، باید خودش همان راه را برود تا کامل شود؛ یک طرفش خدا با انسان و یک طرفش انسان با خدا حرف می زند. عرض کردم عبادت تحمیلی و تقلیدی نیست. نماز تقلیدی و نماز تعبدی به مفهوم عرفی و متعارف، همه نماز و عبادت صامت و گنگ است. پدرانمان می خواندند ما هم می خوانیم. به ما گفتند خوب است و ثواب دارد می خوانیم. خوب و متشرع است؛ اما در این نماز هیچ خاصیتی نیست. از گفت و گویی که فلسفه این نماز بوده خبری نیست.

 

ما منتظر چه چیزی هستیم؟ چرا بعضی کارها ماندگار می شود؟ یک نقاش با نقاشی و طراحی اش با پروردگارش مناجات می کند. وقتی آن شگفتی موجود در طبیعت و هستی را درک می کند؛ البته مراتب دارد. در همان دعای عرفه حضرت ابی عبدالله از ریزترین جزئیات و شگفتی های بدن مادی یعنی همین جسم شروع می کند. آیه الهی، نشانه خدا و خلق و فعل خدا را تشریح می کند. تشریح معرفتی می کند. یک نوع تشریح در آناتومی پزشکی است و یک نوع هم تشریح معرفتی است. کاری که ابی عبدالله می کند، واقعاً یک تشریح دقیق است. می بینید که ریز به ریز همه را بیان می کند. گوشه های لب، تمام دندان ها و... را اما در یک رویکرد معرفتی بیان می کند. یعنی خدایا تو این ها را قرار داده ای، من این ها را درک کرده ام، فهمم از این ها را به تو می گویم تا گفت و گو دربگیرد. ببینید آخر می خواهد به کجا برسد؟ «اغننی بتدبیرک عن تدبیری و باختیارک عن اختیاری.» این نقطه اوج آن است. جبر نیست. در این لاین برگشت خدا در قوس نزول به من اراده داد، حالا من در قوس صعود خودم با اراده خودم اراده ام را تقدیمش می کنم. این ارزش دارد. جبر که ارزش ندارد. اگر قرار بود جبر باشد، از اول نمی داد. خدا چیزی را که داده به جبر پس نمی گیرد؛ اما وقتی تو هدیه کنی هدیه را می پذیرد. «اغننی بتدبیرک عن تدبیری» تدبیر من است؛ اما من می خواهم تو جای من تصمیم بگیری؛ زیرا به اینجا رسیده ام که تدبیر تو بهتر از تدبیر من است. این تعبد محض نیست. این یک آگاهی است. یک تکامل است. این یک عروج است. از این پایین شروع می شود تا به آن بالا می رسد. شما همان اول نمی توانید این حرف را بزنید. همان اول که راجع به بینی و خال و ابرو و... صحبت می کنی، حرف از این چیزها نیست. شروع می شود. گفت و گویی آغاز می شود. اوج می گیرد. پرواز می کنی و پرواز می کنی تا به جایی می رسی که مقام عنداللهی است. آنجا دیگر می خواهی هدیه بدهی. چه چیزی را هدیه بدهم؟ عزیزترین و شریف ترین چیزی که هویت انسان را تشکیل می دهد اراده اوست. حالا می خواهم اراده ام را به تو بدهم. با اراده خودم اراده ام را به تو می دهم.

 

 بارها عرض کرده ام به این ادعیه نگاه کنید. اول ادعیه با وسط و آخرش متفاوت است. مناجات شعبانیه را ببینید. دعای عرفه را ببینید. اولش از زمین شروع می شود. مانند هواپیمایی که برای پرواز مقداری روی زمین راه می رود، اما وقتی راه می رود باز ساکن نیست. این هم ارزش دارد. روی زمین و درگیر ماده اما در حال حرکت است. برای اوج گرفتن آماده می شود و کم کم اوج می گیرد.

 

هر لحظه سعی کنیم. امروز از خدا بخواهیم و تلاش کنیم که اولاً هر لحظه زندگی مان برای گفت و گو و سخن گفتن با خداوند آماده باشیم؛ زیرا خدا دائماً با ما حرف می زند. دائماً نشانه هایش را به ما نشان می دهد و در پیش چشم ما می گذارد. با ما حرف می زند و ما باید این را بشنویم. بعد که شنیدیم شکرش را به جا بیاوریم. بر ما اضافه می کند و همینطور یک رشد تصاعدی وجود دارد.

 

خداوند صرفا عادل نیست؛ اگر می خواست فقط عادل باشد که اصلاً سنگ روی سنگ بند نمی شد. با چه چیز ما می خواست با عدالت برخورد کند؟ سر تا سر دعای عرفه هم این را می گوید. می گوید اگر بخواهی با عدالت برخورد کنی منِ حسین کم می آورم.

 

امروز روز مهمی است. بارها گفته ام که خداوند صرفا عادل نیست؛  اگر می خواست فقط عادل باشد که اصلاً سنگ روی سنگ بند نمی شد. با چه چیز ما می خواست با عدالت برخورد کند؟ سر تا سر دعا هم این را می گوید. می گوید اگر بخواهی با عدالت برخورد کنی منِ حسین کم می آورم. من که هیچ پیامبرت هم کم می آورد. من و شما که جای خود داریم. لذا خداوند عدل در مقام آفرینش دارد. (این ها از آن اموری است که در قرآن خلط کرده ایم. باید زبان قرآن را شناخت.) عدل در جزا دارد؛ اما عدل در ربوبیت ندارد. فضل در ربوبیت دارد. رحمت در ربوبیت دارد. احسان در ربوبیت دارد. ذره ای عدل ندارد. اگر داشته باشد، اصلاً ربوبیت معنا پیدا نمی کند. خدا فقط اول و آخر، آغاز و انجام هستی عدل دارد؛ لذا دنبال بهانه است. بهانه ای که نشان دهنده خواستن و اراده ما باشد. چون قرار شد تحمیل هم در کار نباشد. حد بهانه چیست؟ اینکه نشان دهنده توجه ما باشد. البته هر چقدر اراده مان قوی تر باشد، اعطای او هم بیشتر خواهد شد؛ اما به کمترین حد توجه هم همان بهانه تحقق پیدا می کند.

 

خدایا دور هم جمع شده ایم. امروز روز عرفه، روز عرفان و معرفت است. خدایا بهترین ها را برای ما مقدر بفرما. من همیشه اینطور دعا می کنم: خدایا آن چیزی که بهترین است و تو بر آن آگاهی، در حق من مقدر کن؛ منتهی من به عنوان مزه در کنارش چند حاجت هم می گویم  اما این ها حاجت های اصلی نیست. حاجت های اصلی همان چیزی است که تو تشخیص می دهی. «الهی آن ده که آن به». من تعیین نمی کنم. علم خداوند مطلق است. وقتی شما تعیین کنید، مقیدش می کنید. پس بگذارید مطلق را او تعیین کند. از علم مطلق او استفاده کنید برای اینکه ببینید چه چیزی برایتان بهتر است.

 

خدایا طعم گفت و گوی خودت را به ما بچشان. خدایا نماز و عبادت های ما را از این سکوت مرگبار و خمودگی خسته کننده خارج بفرما. خدایا به نمازهایمان روح بده. خدایا نماز و عبادتمان را معراج قرار بده. خدایا امروز روز عرفه است، معرفت ما را از معرفت مطلق خودت سیراب بفرما.

 

منبع خبر : پرتال پژوهشی و اطلاع رسانی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره )
   
 
 
粉嫩公主旗下的燕窝酒酿蛋重点燕窝则是来自泰国的顶级燕窝丰胸产品,我们都知道,世界顶级的燕窝基本都来自东南亚,泰国的白燕窝营养丰富丰胸效果,其中还含有丰富的唾液酸。对于妈妈和宝宝,唾液酸有助于宝宝智力成长丰胸方法,同时提高妈妈和宝宝的免疫力。相信,这也是你选择燕窝的最重要的理由粉嫩公主